ریویو پدیا

ترس اپیزودیک | نقد و بررسی بازی Song of Horror


مدتی است عناوین اپیزودیک در ژانرهای مختلف و البته عموما ادونچر در بازار بازی‌ها رایج شده‌اند. شروع‌کننده این راه قطعا Telltale Gamesبود که با ارائه چندین عنوان باکیفیت و حتی بردن جایزه بهترین بازی سال توسط یکی از آن‌ها، بسیاری از شرکت‌های بزرگ و کوچک دیگری ترغیب به ساخت بازی‌های اپیزودیک کنند. عرضه بازی‌های اپیزودیک از لحاظ‌هایی موافقین و مخالفین زیادی داشت; عده‌ای اعتقاد داشتند داستان یک بازی ۲۰ ساعتع دلیلی بر تکه تکه شدنش نیست و باید در یک عنوان کامل عرضه شود و برخی دیگر معتقد بودند ارائه این بازی‌ها علاوه بر القای هیجان بیشتر به بازیباز، باعث نزدیکی بیشتر و بیشتر دنیای بازی‌ها با فیلم و سریال می‌شود. من با عقیده کروه دوم موافقم. شاید اگر ۱۰ سال پیش بود و بازار پر بود از بازی‌های تک‌نفره و بازار بازی‌های داستانی گرم، عکس این حرف را می‌زدم; اما در این شرایط بازی‌های داستانی،کفش پاره هم در بیابان نعمتی است.

امروز قصد داریم در ریویوپدیا با یکی از بازی‌های اپیزودیک دیگر آشنایتان کنیم و به نقد و بررسی آن بپردازیم. عنوان Song Of Horror ساخته استودیو نه چندان مشهور Protocol Games و نشر Focus Home Interactive یکی از بازی‌های قابل احترام این سبک است که توسط خالقین خلاقش به خوبی هم پر و بال داده شده است. عنوانی که احتمالا همانند نامش نوای ترس را در بدنتان طنین‌انداز می‌کند. با نقد وبررسی بازی Song of Horror با ما همراه باشید.

بازی Song Of Horror در همان تریلرهای اولیه بر واژه ی ترس روانشناختی و محیط‌های خوفناک تاکید داشت. محیطی که یه خوبی هم در بازی به تصویر کشیده است. اتمسفر بازی در عین صحبت کردن با شما در حین بازی از شدت طراحی و ساخت خوبش، گاها دچار کمبود دیالوگ‌هایی حماس می‌شود. همانطور که گفتم ساخت عناوین اپیزودیک با کیفیت‌تر بودجه بیشتری رو هم طلب خواهند کرد و قطعا از یک استودیو کوچک نخواهیم توانست توقع بودجه آنچنانی داشته باشیم. بنابراین سطح توققعمان را از بازی پایین آورده و شروع بهانجام بازی کردم. در همان لحظه اول چیزی که مظر من رو به خودش جلب کرد، سیستم جالب چراغ قوه بازی، سیستم انتخاب شخصیت و مکانیک‌های ترس بازی بود. چراغ قوه بازی برای هر شخصیت متفاوت هست و جهت اون رو به طور کامل میتونید با آنالوگ سمت راست تغیر بدید و اهمیتش هم توی مشخص شدن اشیای پنهان بر اثر روشن شدن با چراغ قوه هست.

گیم‌پلی بازی به دو قسمت حل معما و بقا تقسیم میشه. توی قسمت حل معما شما در۸۰ درصد مواقع باید اشیای مورد نظر و لازم رو از کوشه کنار پنت‌هاس بزرگ که لوکیشن بازی است پیدا کرده و آن‌ها را باهم ترکیب کنید و بعد با توجه به ماموریت و درخواست بازی از شما در مکان مناسب آن را به کار ببندید. نمی‌دانم تا چه حد با سیستمماموریت‌های بازی‌های ادونچر آشنایی دارید ولی در این بازی‌ها ماموریت یا آبجکتیوی که پروتاگونیست بازی با آن دست و پنجه نرم می‌کند باید کاملا واضح باشد تا شما با حل قسمت به قسمت یک معمای بزرک در نهایت ان را حل کنید. در بازی Song Of Horror در بعضی مواقع چیزی به ج هدف اصلی‌تان مشخص نیست. یعنی بازی یک هدف اصلی به شما داده و دیگر دیتایی وارد مغز شما نمی‌کند. در این صورت گیمر گیج خواهد شد و با وجود اسان بودن و منطقی بودن ۹۰ درصد معماهای بازی دچار سردرگمی می‌شود.

المان‌های ترس بازی واقعا به خوبی کار شده‌اند. سیستم ترس و بقای بازی به صورت رندوم هست. مکان اصلی بازی یک خانه بزرگ متشکل از چندین طبقه و زیرزمین و اتیک هست که باید تقریبا جزء به جزء آن را بگردید. چندین مورد در این خانه شما را تهدید می‌کنند. اول یک روح سرگردان در بازی هست که هرچند وقت یکبار به صورت اتفاقی به دنبال شما به صورت نامرئی راه افتاده و شما تنها می‌توانید با صورت وجودش را تشخیص دهید. در این مواقع تنها کاری که باید انجام دهید، فرار و پنهان شدن در یک مکان امن است. حال در مکان امن هم کامل امن نیستید و روح شیطانی همچنان می‌تواند شما را بیابد، در این مواقع باید ضربان قلب کاراکتر را بشنوید و در مواقع مناسب که قلبش ضربان می‌خورد کلیدی همزمان با صدای آن بزنید تا Panic نکنید. مکانیسم دوم ترس بازی در درهاست. پشت بسیاری از درهای خانه ارواح شیطانی قرار دارند و شما باید با گوش دادن به صدای آن و سپس حدس خود اقدام به باز گردن یا نکردن در کنید. همچنین مواقع بسیاری است که درها خودشان توسط این شیاطین باز می‌شوند و شما مداما باید با تقسیم زور بازویتان در را با استرس و مشکل زیاد به طور دوره‌های QTE بسیار جالب ببندید.

داستان بازی در مورد دنیل یک کارمند انشاراتی هست که زندگی بسیار ساده‌ای را بعد از جدا شدن از همسرش می‌گذراند. یک زندگی کاملا خسته‌کنننده و روتین. در یکی از همین روزها رئیسش با او تماس گرفته و خبر ناپدید شدن یکی از موکلینشان که اتفاقا قرارداد سنگینی با ان‌ها در مورد انتشار یک کتاب امضا کرده بود می‌دهد. رئیس از دنیل می‌خواهد با وجود تعطیل بودن آن روز، سری به خانه موکل زده و پیدایش کند. دنیل کلافه از خواسته رئیس به محل رفته و خانه عجیبی می‌بیند. چمدان‌هایی بسته،نمادهای عجیب بر روی دیوار و…. تعجب دنیل را برمی‌انگیزند. او بعد از کمی گشت وگدار متوجه یک در در جایی غیر متعارف نزدیک یک پله شده و وارد می‎‌شود. بعد از ورود دنیل به این در تا زمانی که بازی اصلی اتفاق می‌افتد دو روز می‌گذرد و هنوز خبری از او نیست. حال باید در نقش یکی از شخصیت‌های همسر دنی، رئیس یا یک تکنسین برق به نوبت به خانه رفته و جست وجو ها را در طی قسمت‌های مختلف انجام بدهید